آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 1 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

سیزده به در

سیزده به در امسال چون هم هوا بارونی بود و هم سد و بهخاطر رفاه حال آبتین فقط عصر رفتیم پارک جنگلی. که البته همونم خیلی خوش گذشت     آبتین دقیقا تو این ناحیه با کمک دایی جون گودالی حفر می کرد و اصرار داشت تا به آب نرسیده از اونجا نریم ...
19 فروردين 1393

آبتین و مامان و خاله

  یه روز از تعطیلات عید با خاله و آبتین رفتیم باغ وحش تو مسر وایسادیم تا آبتین گل بچینه   و بعدش با گلهاش کلی عکس گرفت و بعدش میگه مامان نسیم بیا پیشم تصور کن ما عروسیم تا عکس بندازیم اینم ژست های پسرم با ماشین خالش   و بالاخره رسیدیم باغ وحش و آبتین همه حیونارو با کمال احترام به خالش معرفی می کرد   البته رصدخونه هم رفتیم تا بلیط بخریم . آبتین وقتی به رصدخونه رسیدیم میگه: مامان نسیم من می دونم چرا بهش میگن وسط خونه چون وسط درستش کردن فدای این تجزیه تحیلیل پسر گلم بشم ...
19 فروردين 1393

یه جمعه شاد

جمعه دوم سال نو رفتیم هنام .هوا هم خیلی خوب بود .خیلی هم به هممون خوش گذشت و یه آش خوشمزه که مادرجون زحمت کشیده بود   و پاهای پسرکم که فکر کنم یخ کرده ...
19 فروردين 1393

عیدی های امسال

اینم از عیدی های امسال دست همه درد نکنه که همه به فکر آبتین هستن باباجون 50000 تومن مادر جون 50000 تومن دایی جون 50000 تومن خاله نسترن یه اتوبان. یه جاده هست که شکلهای مختلف چیده میشه و بعد ماشینها با کنترل روش مسابقه می دن: منم برای نفسم یه هلیکوپتر کنترلی و یه ماشین آشغالی گرفتم دست همه درد نکنه . آبتین از عیدیهاش خیلی خوشش اومده بود و باهاشون کلی بازی می کنه ...
16 فروردين 1393

شیر خشن

اینم شیر خشن مامان ، طراح لباس هم خود آبتین بوده. اینم یه جور لباس پوشیدنه دیگه ...
9 فروردين 1393

شهر بازی رنگین کمان

اینم از شهربازی رنگین کمان که مدتها منتظر افتتاحش بودیم. خیلی قشنگ بود و کلی هم بهمون خوش گذشت. طبق معول هم که تو شهر بازیها آبتین آزاده که هر بازی رو که دوست داشت هر چند بار که خواست بازی کنه، تقریبا همه بازیها رو انجام داد تازه بعضی ها رو چند بار حتی موتور رو که قدش نمی رسید بشینه و کنارش وایساد و بازی کرد بولینگ که آبتین عاشق این بازیه و بعد از کلی بازی با همدیگه رفتیم که یه چیزی بخوریم آبتین خودش همبرگر رو انتخاب کرد و می گفت می خوام امتحان کنم ببینم چه مزه ای هست اخه تا اونروز نمی خورد. و جالبه که خیلی خوشش اومد و تا آخرشو خورد نوش جونت پسرم     ...
9 فروردين 1393

انتظار

آبتین شدیدا منتظره تا سال نو بشه و بتونه کادوهاشو باز کنه تقریبا از ساعت شش و نیم تا سال تحویل که هشت و بیست و هفت دقیقه بود همش منتظر بود   و بالاخره بعد کلی شمارش ، آغاز سال 1393 بعد از باز کردن کادوها ، یکی از پولهای عیدیشو بدون اینکه کسی بهش بگه داد به من و می گه تبریک می گم. بخورم من این پسر نازمو ...
9 فروردين 1393

سفره هفت سین

اینم سفره هفت سین امسال که آبتین طلا با کمک خاله نسترن با دقت فراوون انداختن.   اینم تخم مرغها که آبتین خودش اونا رو با سلیقه خودش رنگ  کرده و تزیینشون کرده از خدای مهربون می خوام که سالیان سال در کنار هم خوش و شاد باشیم و همه با هم کنار سفره هفت سین سال رو نو کنیم . اونم سفره هفت سینی که خاله و آبتین بچینن ...
9 فروردين 1393